سری جدید متن نوحه سنتی

1)ای آسمان فریاد کـن
ای آسمان فریاد کـن خـون خدا را کشتند
شوری دگر بنیاد کـن خـون خدا را کشتند
ای پیـرو دیـن خـدا مـن زینبم در کربلا
تنهایـم و کوهی بـلا برگوی لاحـول و لا
پس حمله بر بیداد کن خون خـدا را کشتند
من دختـر پیغمبـرم گویای راز حیـدرم
لب تشنـه اما کوثـرم زهراست آری مادرم
با من کنون فریاد کن خـون خدا را کشتند
2)برخیز عباس علی
برخیز عباس علی، برخیز ای پور ولی
تشنه لب اند طفلان برخیز
برخیز ای روح و روانم، کآتش افتاده به جانم
از آه و ناله ی طفلان، رفت از جان تاب و توانم
تشنه لب اند طفلان برخیز
عباس این خیمه ی خسته، هر دل چشمی به تو بسته
برگیر این مَشک و عِلَم را، زینب در غصه نشسته
برکش این تیغ بلا را، نابود کن خصم دغا را
از علقم آبی بیاور، سیراب کن خیمه سرا را
خورده بین بنگر و برگو، هر دم با دیده ی تر گو
فریاد کن ماه علی را، با غم از خون جگر گو
3)بگفتا قاسم ای عمو کبارم
بگفتا قاسم ای عمو کبارم مرا ده اذن میدان کنم جان
فدایت من نخواهم زندگانی پس از مرگ عزیزان ویاران
یتیمم می کنم جانم فدایت عمو جان
وصیت کرده بابم بینهایت کنم جانم فدای عزیزان
گر آید مادر زار حزینه نشیند
زند شانه به زلف نازننینم چرا که من یتمم
4)زدل زار زینب که خبر دارد
زدل زار زینب که خبر دارد
چه کند با غم هجران چه سفر دارد
یه طرف قامت اکبر سوی دیگر غنچه اصغر
در خزان بوته یاسش غرق به خون عباسش
زدل زار زینب که خبر دارد (2)
نه علمدار سپاهی نه دگر پشت پناهی
غنچه ای خفته به خواب است در خیامش قحطی آب است
زدل زینب که خبر دارد(2)
به سر نی مه زینب همه جا خرگه زینب
همه جا آتش و خون است قلب زینب لاله گون است
زدل زار زینب که خبر دارد (2)
5)شاه شهیدان گفتا به عباس دلاور
شاه شهیدان گفتا به عباس دلاور
میر سپاه لشکرم فرزند حیدر
جان برادر این جا باید سر را فدا کرد
از خون مان رنگین زمین کربلا کرد
اکبر و اصغر و قاسم و جعفر یک دانه
از که و من قربانی راه خدا کرد
مقصد من چون احیای این دین شریف است
چهره ز خون رنگین سازم سر را فدا کرد
اهل و عیال بی یار من در این بیابان
باید اسیر کوفیان بی حیا کرد
گر می خورد سیلی سکینه در ره شام
زینب غم دیده باید صبر ها کرد
6)با فغان گفتا سكينه ي زار
با فغان گفتا سكينه ي زار
بر سر نعش عمويش عباس
خواهم روم به سوي شام اي عمو عباس
عمو جان كو برادرم اكبر
كز غمش ليلا مي زند بر سر
كو اكبر من اي عمو عباس
تاج سر من اي عمو عباس
رفت از بر من
عمو جان كو ابن عمم قاسم
تا كه بندد بر ناقه ام محمل
كو قاسم من اي عمو عباس
اي تاج سرمن
7)ای یوسف ثانی ای شبه پیمبر
ای یوسف ثانی ای شبه پیمبر رو جانب میدان ای زاده ی حیدر
بنگر بود بابت تنها در این صحرا آماده جنگ است با لشکر اعداء
یکسو علی اکبر یکسو علی اصغر یکی گلو پاره آن دیگری بی سر
یکسو بود قاسم، عباس دلاور وآن سو چو عبدالله هم عون و هم جعفر
لب تشنه شهیدان با جمله یاران جان را فدا کردند اندر ره ایمان
"دشتی" نوا بر گو بهر علی اکبر اجرت دهد مولا آن ساقی کوثر
8)آمد محرم وقت عزا شد
آمد محرم وقت عزا شد
درعرش اعلا شیون بپاشد
جنت از این غم ماتمسراشد
جن و ملک در افغان و زاری
افلاکیان گرم سوگواری
حوران سیه پوش با صد نوا شد
پور شهنشاه ساقی کوثر
فرزند زهراسبط پیمبر
راس شریفش از تن جدا شد
ای اهل کوفه ای مردم شام
ای فرقه دون ای قوم بی نام
دین گر ندارید غیرت کجاشد
ازداغ عباس پشتم شکستند
آب گوارا رویم ببستند
شهزاده قاسم عیشش عزا شد
از بهر اکبر شددل من خون
کی رود این غم از دلم بیرون
طفل صغیرم اصغر فدا شد
میخواهم از تو ای شاه خوبان
پر توی تابی بر این ضعیفان
دست بلادی سویت هوا شد
9)چون بیرق اندوه بپا در دو جهان شد دل ناله کنان شد
چون بیرق اندوه بپا در دو جهان شد دل ناله کنان شد
یکباره سیه پوش همه کون و مکان شد زین بار گران شد
تا کرد به صحرای بلا مسکن و مأوا آن زاده ی زهرا
فریاد و فغان یکسره در جان جنان کن دل ناله کنان شد
زانوی ادب نزد اخا زد گل احمر عباس دلاور
تا رخصت میدان بستاند به بیان شد دل ناله کنان شد
کای زاده ی زهرا شده ام یکسره دلتنگ بگذار روم جنگ
عطشان همه اطفال و اخایت نگران شد دل ناله کنان شد
"موجی" به نوا گشته که ای شافع محشر ای کشته ی بی سر
این جمع ز داغ تو چنین سینه زنان شد دل ناله کنان شد
10)زینـب به میـدان می آید با بانگ ابا یا علی
زینـب به میـدان می آید با بانگ ابا یا علی
بر نعـش شهیـدان می آید با بانگ ابا یا علی
در دو جهـان آه و فغان شور و عزاست بهر حسین ابن علی
یکدم بنگـر یکسو اکبـر خفته به خـون شد یا علی
از خون اولاد تو صـحرا چون هامــون شد یا علی
شمس و قمـر زیر و زبر زین غوغـاست بهر حسین ابن علی
ببریـده ز تـن خنجـر کافـر رأس بـرادر یا علی
زینـب یک تـن در بیـن این لشکـر کافـر یا علی
کرببـلا را کن نظـری ای فاتـح خیبـر یا علی
از چه فغان ورد زبان در همه جاست بهر حسین ابن علی
رأس شهیدان بر نـوک سنان گُل کرده چنان یا علی
دیده ی نَسوان غرقه ی در خون سوی شهیدان یا علی
شیعه چرا در دو سرا شور و نواست بهر حسین ابن علی
موسس ماتمکده مرحوم سید احمد بن سید غریب موسوی گمارونی میباشند این پیر غلام اهل بیت قریب به یک قرن اقامه عزای اهل بیت داشته اند از ابتدا در منزل(گمارون)وپس از عزیمت به گناوه درمحله عبدامام نیمی از منزل شخصی راتبدیل به حسینیه ای که بعدها به نام ایشان اشتهار یافت نمودند وتاکنون که به وسیله فرزندان ایشان ادامه یافته درحال برگزاری مراسمات در ماههای رمضان صفر ومحرم میباشد،همچنین درسال 89 باتاسیس هیئت سائلین الزهرا و برپایی سینه زنی سنتی و زنجیر زنی عزای حضرت سیدالشهدا(ع) را پرشور تر نموده است